مویه بر دل های سوخته

ببخشید اجازه هست بنویسیم؟

حرف چی؟ حرف میتوانیم بزنیم؟

دلمان که دیگر عیبی ندارد برایشان بسوزد؟

آن هم نه؟

یعنی حتی یک قطره هم سر نماز برایشان اشک نریزیم؟

باشد، دیگر به دلمان میگوییم نسوزد. قلممان هم می اندازیم در وادی همان مشق های دوران دبستان و از قصه های کتاب فارسی می نویسیم ولی یادمان هست که نباید در هنگام نوشتن مشق، فکرمان یک جاهایی دودو بزند.

حرفهایمان هم همان بهتر که غیبت اعظم خانم و آن لباس زرشکی رنگش باشد. اشکمان هم تا آنجایی که بشود سعی میکنیم نریزد و اگر نشد کنترلش کنیم میدویم واز آشپزخانه یک پیاز می آوریم و دستمان میگیریم.

اصلا بهتر است بنشینیم و داستان مالزی رفتن آقا ماشالا را از آی فیلم ببینیم یا هرروز عصر فیلم هندی را از شبکه نمایش دنبال کنیم، سر شب هم برویم و بنشینیم پای سریال های ماه رمضان تا ببینیم بالاخره راز پنهان بچه دار نشدن لیلا خانم فاش میشود و چمدان نوزادش را برای همیشه جمع میکند یا نه!!!

اصلا به ما چه که تا به حال 20 هزار نفر از شیعیان یک جایی را کشته اند و بیش از 5هزار نفر از زنانشان را...

به ما چه که آل سعود به یک جایی حمله کرده و شیعه کشی میکند.

اصلا آبروی زن شیعه که الآن مهم نیست. مگر الآن عهد بوق است که جوانان بروند و به خاطر ناموس شیعه خونشان را بدهند.

اصلا مگر بیکارند؟

اصلا معنای خط مرزی یعنی همین. یعنی اینکه اوضاع و احوال مردم مظلوم و ستم دیده بحرین و میانمارو ... به ما ربطی ندارد.

اصلا این ماه رمضانی برویم به ختم قرآنمان برسیم چکار داریم به متن قران...؟

آه.......خدایا!

آه.......که عجب صبری داری تو...

آه.......که عجب دلی داریم ما...

آه.......که اگر علی بود و ما شیعیان را میدید دلش آتش میگرفت،آخر او طاقت دیدن آن را نداشت که خلخال از پای زن یهودی در آورند چه برسد به دیدن مصیبت فرزندان خودش را...

آه......که چه خون است دل رهبرمان...

وای بر شما...

کجایند آن کثافت هایی که عربده حقوق بشری شان گوش فلک را کر کرده  است ؟!

آهای با شمایم که با انواع و اقسام کتب و کلاس و ... تبلیغ بودا می کنید و بودا را مذهب عشق و کوفت و زهرمار معرفی می کنید چشمان کور خود را باز کنید و توبه کنید از این همه اراجیف و خزعبلات!

نوار غزه کمتان بود؟!

بحرین کفاف خونخواری هایتان را نداد؟!

حالا میانمار؟!

اگر عشق و محبت بودا این است٬ پس تف بر مرام و مذهبش !

وای بر ما...

نجوا....................................................................

شیعه ی علی، سکوت؟؟؟

همین؟؟؟

نمیشنوی ندای "هیهات منه الذله" را؟؟؟

دیگر با چه رویی میخواهی محرم پای در مجلس حسین (ع) بگذاری...؟

به راستی لشکر صاحب زمان ماییم؟؟؟

کشتی نساز ای نوح، طوفان نخواهد آمد      بر شوره زار هستی، باران نخواهد آمد

رفتی کلاس اول، این جمله را عوض کن                آن مرد تا نیاید،باران نخواهد آمد

روایت دل های سوخته را فرزند خاک به تصویر کشیده است.

/ 17 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساده

واقعا ممنون[گل]

ساده

واقعا ممنون[گل]

سید حسین

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز . . . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] خدایا مرا ببخش بابت هر آنچه کردم و نباید و هر آنچه نکردم و باید . . .

علی

سلام پرنیا خانوم/ مطلبی دارم با موضوع قوم ثمود و حضرت صالح... تکراریه ولی جالبه. از خوندنش پشیمون نمیشید. خوشحال میشم نظر بدید. یا علی موفق باشید... http://alimohajer.persianblog.ir/

سید حسین

سلام پرنیان خانم ممنون که به یاد من هستید شما خیلی زیبا می نویسید من که استعداد شما رو ندارم لذا یه چن وقتیه حال نوشتن ندارم[خجالت][چشمک]

بصیر

برای صیقل روح و روان ها / به دل دریائی ازایمان نشانیم برای اولین مظلوم عالم / بسی خون دل ازچشمان چکانیم هزاران لعنت و نفرین بسیار / به قاتل های مولا مان رسانیم . . . شهادت مظلومانه مولی الموحدین مولای متقیان علی (ع )تسلیت باد. در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم.

همثانیه

سلام بر دل سوخته شما ایام تسلیت با مطلب مهمی به روزم منتظرم یا علی

آدم بزرگ

گاهی گم می شوم . بهتر بگویم : گاهی گمش می کنم ؛ خودم را ... و می روم که فراموش کنم که بودم؟ کجا بودم؟ و چه فراز و نشیب هایی را پشت سر گذاشته ام تا این شدم؟ ...................... سلام با اندکی تاخیر دعوتید به مهمانی دلنوشتی دیگر ... قدم روی چشم ما بگذارید (من و دلنوشت ها)

حمیدرضا

علی که مظلوم شد انگار به پیشانی پیروانش حک کردند مظلوم یاعلی