امامزاده های قلابی

از پیچ کوچه میگذری ، سبزی دلنوازی چشمانت را نوازش می دهد، گنبدی کوچک که توجه ات را به خود جلب می کند.  پیچ را که پشت سر می گذاری، می بینی که اشتباه ندیده ای، گنبد است،
با دو پرچم مثلثی شکل که دو طرف آن نصب شده است .
به دوستت ، سقلمه ای میزنی و با چشمت به گنبد، اشاره میکنی و می پرسی این دیگر چیست؟
لبخندی تحویلت میدهد و می گوید امام زاده اصغر...
با شنیدن این نام، ناخوداگاه دستت را به روی سینه ات میگذاری و تا کمر خم می شوی و زیر لب می گویی السلام  علیک یا امام زاده اصغر...
آن لحظه، تمام عشق و ارادت خود را نسبت به اهل بیت(ع) در این جمله ی کوچک ، جمع کرده ای و از ته دل سلامت را راهی ساخته ای...
از کنار در بزرگی که بالای سه پله منتهی به آنجاست میگذری، ناخواسته، سرت را به عقب بر می گردانی،  چشمان متحیرت ، به چهره دوستت دوخته شده ...
می پرسی: امام زاده اصغر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می گوید: مواظب باش علیه السلامش را جا نندازی...
می گویی:  آخه این که قبلا اینجا نبود؟؟؟
می گوید: مگه نمیدونی این به تازگی اسمشو به عنوان امامزاده توی ثبت احوال
پیدا کرده!!!
بیچاره، شناسنامه شو دایی ناسور ها خورده بودن، حالا رفته المثنی ش رو گرفته...
او می خندد و تو همچنان بهت زده، نگاهش می کنی...
میگویی: آخه این که تا دیروز خونه "اصغر ...." بود!
میگوید:  آره، ولی حالا دیگه گنبدو بارگاه امامزاده اصغره....
با خودت می گویی آخه دلیل...؟

می روی به دنبال جواب!
می فهمی...
یک خواب!... و دیدن آن به طور هم زمان، توسط چند نفر از نزدیکان جناب شخص شخیص امام زاده اصغرخان...

ناخودآگاه به یاد خبری که چند وقت پیش در خبرگزاری ها خوانده ای می افتی.

ـ چگونه امامزاده های ایران هفت برابر شد؟

دیگر حرفت نمی آید...

تنها ابهام وچشمانی که از حیرت عنقریب است از حدقه بیرون بزند...

نجوا......................................................

نمی دانم نجوایم را برای که بنویسم...

نمی دانم اصلا نجوا بنویسم یا نه...

نمی دانم چرا می بینیم و کاری نمی کنیم...

شاید منتظر نشسته ایم تا مردم به این خانه های شیطانی دل ببندند و البته دخیل بعد کاری کنیم...

هیچ نمی دانم...

ولی "مسئولین" شما را به خدا کاری کنید...

/ 9 نظر / 62 بازدید
جواد توکلی

سلام دوست عزیز شارپ چت یه چترومه که بهت پیشنهاد میکنم بهش یه سر بزنی واسه سرگرمی خوبه اما انتخاب با خودته آدرسش رو هم این زیر گذاشتم http://www.pcsharp.ir/chat

پاینده باد ایران

سلام بانو اول خیلی خوشحالم که بازهم برگشتی و نوشتی دوم نکته بسیار خوبی اشاره کردی که آن هم به نوعی در ایران تابو محسوب می شود چه بسا بانیان چنین امامزاده هایی به راحتی تکفیرت کنند و حکم بر ارتدادت دهند!!!!!!!!!!!!!!!!!! پرنیان عزیز،دغدغه ات ستودنیست ولی پا در این وادی گذاشتن جگر شیر می خواهد. برخی از این دکان ها را افشا کردن ،سخت است و خطرناک... پیروز باشی

استغفر الله ربی و اتوب الیه...

حدیث مهرآور

حدیث مهرآور به روز شد/

حمیدرضا

من نمی تونم واسه این پستت هیچی بگم عجیب سخته

شزده کوچولو

سلام سال خوبی در پیش داشته باشی ..... من هم گاهی فکری می شوم از شدت علاقه است یا..نمی دانم! فقط خدا کند اصل را ول نکنیم فرع را بچسبیم

خادم خوش قلب ها

و شهدا امامزاده های عشقند... آن هم نه در خواب که در برابر چشم بیدار نسل ها و چقدر مزار غریبی دارند.... که کلنگ مسئولین همه را یکسان کرد و صدای کسی هم... شاید به خاطر اینکه کسی از مزار شهدا عایدات و نذورات کاسب نمی شود، کسی هم رغبت نمی کند آن را رونق بدهد. با خودم بودم البته... ------------------ مطلبت دقیق بود برادر

متفکراحمق

سلام خوبی؟ من بعد مدت ها پست گذاشتم اما نیاز به کمکتون دارم!خوشحال میشم بیاین پیشم! موفق باشی[گل]

همسنگر بسیجی

سلام وای چقدر زیبا می نویسید و عمق مطلب رو می رسونید. عادت ندارم الکی تعریف کنم. وقت مطالعه وبلاگها رو هم ندارم کم پیش میاد مطالب وبلاگی رو به دقت بخونم اما خوندم خواهرم خوندم و حقیقتا تحسینتون میکنم در دفاع از ارزشها. آی گفتید .... چادر حرمت داره به زحمت چادر سرت نکن با عشق سرت کن همون کاری که من میکنم. وبلاگتان در پیوندهای وبلاگم پیوند شد قلمتان در دفاع از حریم عفاف روان تر باد .... یازهرا