نمیخواهم حتی یک روز

وقتی نگاه کنجکاو و پرسش گر منو دید خودش جلو اومد و سر حرف رو باز کرد!
یه کم که گذشت گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟
گفتم: چه می‌دونم، لابد این‌طوری خوش‌تیپ تری!
گفت: نچ!
گفتم: خب لابد فهمیدی این‌طوری حجابت کامل‌تره مثلاً!
 گفت: نچ!
گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!!
گفت: نزدیک شدی!
گفتم: آها!! دیدی گفتم همه‌ی قصه‌ها به ازدواج ختم می‌شه؟ دیدی!!
گفت: برو بابا… دور شدی باز
گفتم: خب خودت بگو اصلاً
گفت: الان"چهارصدو بیست و نه هزارو نهصد و هفتاد" روزه که مهدی فاطمه انتظار فرج رو میکشه، دلم نمیخواد منم یه روز ظهور آقا رو عقب بندازم...
 
 http://parnean.persiangig.com/image/575525_439432256083289_314294461930403_1685686_341579980_n.jpg
نجوا...................................................................
میدانی چه میکند این ریحانه ی صبور؟
دارد در مقابل نفسش قدرتنمایی میکند...
میخواهد ببیند حرارت وسوسه های شیطان بیشتر است یا ایمان او...
خنکای بهشت گوارایتان بانوان چادری...
/ 12 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساده

زیبا بود ولی نه هر چادری و نه هر مانتویی........ از دید من نکته حساس اینجاست و نه...... موفق باشید

ریحانه

سلام وخیلی خیلی ممنون خیلی تلنگر محکمی بود!!!!!!!!!!!!!!! بازم ممنون به مام سربزنین

فرزند خاک

سلام خواهرم... چقدر قشنگ بود.... چقدر... خوشبحالش.... کاش منم مثل اون میشدم.... نجوایت دلانه بود از بهانه ها دعایم کن یاعلی مددی

سلام بازهم گمنام پیداش شده... خیلی زیبابود این هم جمله ی ماهایی که نمیتونیم پارو نفسمون بذاریم همین![ناراحت]

حمیدرضا

سلام ماه رمضانتون پر بار التماس دعا یاعلی

متفکر احمق

سلام خیلی قشنگ بود.آدم آخرش جا می خوره.منم بروزم.خوشحال میشم نظرتو بدونم.[گل]

الهه

سلام عزیزم.خیلی وبلاگ قشنگوآرومی داری.خیلی عالیه.لذت بردم موفق باشی

خیلی جالب بود و تأثیر گذار! ممنون.